قصه ی من
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 16:10
سکوت سنگینی تمام فضا را اشغال کرده حتی کلمات هم در این سکوت ناپدید میشوند همه چیز در این سکوت رنگ باخته صدای برخورد قطرات اشک روی گونه ها تنها صدایی است در این سکوت محض صدای غمی که از شرم آب شده و از چشمان میگریزد گوشهایم شرمگین از شنیدن بی عدالتی ها چشمهایم پر از اندوه و دلم سرشار از غم که شاهد درد...
قصه ی من...
-
تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 23:06
سکوت سنگینی تمام فضا را اشغال کرده حتی کلمات هم در این سکوت ناپدید میشوند همه چیز در این سکوت رنگ باخته صدای برخورد قطرات اشک روی گونه ها تنها صدایی است در این سکوت محض صدای غمی که از شرم آب شده و از چشمان میگریزد گوشهایم شرمگین از شنیدن بی عدالتی ها چشمهایم پر از اندوه و دلم سرشار از غم که شاهد د...
somewhere , there is someone
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 18:20
Somewhere , there is someone who dreams of you smile And finds in your presence that life is worthwhile So when you are lonely remember it's tru
بی تو دلم گرفته
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 18:20
بی تو دلم گرفته, با من نمانده حالی با من غريبه گشتی بعد از گذشت سالی وقتی كه سهم من شد يک انتظار كهنه چشمم دگر ندارد اشکی به آن زلالی عمری سوال كردم تنهایی خودم را
نیازمندم به تو ...
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 18:20
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست داشته باشد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد
قصه ی من...
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 18:20
سکوت سنگینی تمام فضا را اشغال کرده حتی کلمات هم در این سکوت ناپدید میشوند همه چیز در این سکوت رنگ باخته صدای برخورد قطرات اشک روی گونه ها تنها صدایی است در این سکوت محض صدای غمی که از شرم آب شده و ا
وقتی که باران ببارد!
-
تاریخ: 1397/2/7 ساعت: 1:51
این که چقدر از اون روزها گذشتهیا اینکه چقدر هر دوی ما عوض شده ایمیا اینکه هر کدام ما کجای دنیا قرار گرفته ایماصلا مهم نیست.باز باران که ببارد هر وقت که می خواهد باشد دلم هوایت را می کند Let's block ads! (Why?)
کتاب پاره
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 9:28
زندگی کتاب زیبا و پر حادثه است هیچ گاه به خاطر یک برگش کل کتاب را پاره نکن
چگونه فراموش کنم تو را....؟
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 9:28
چگونه فراموش کنم تو را؟که خیالت و زمزمه هایت همیشه با من است چگونه فراموش کنم تو را که سایه ت و نگاهت همیشه با من استچگونه فراموش کنم تو راکه با تپش قلبت زیسته امکه برای همیشه بودنت به پروردگار رو کرده امکه با تو همیشه و در همه جا نفس کشیده امکه درچشمان تو دیده ام مهربانی راکه پاسخ و آغاز و پایان م...
چشمهای بارانی من!
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 9:28
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین استچرا لبخند هایت انقدر بی رنگ استاما افسوس هیچکس نبود همیشه من بودم و منو تنهایی پر از خاطرهآره با تو هستمبا تویی که از کنارم گذشتیو حتی یک بار هم نپرسیدی که چرا چشم هایت همیشه بارانی است Let's block ads! (Why?)
بو راهبرم بودی
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 23:51
هر جا که سفر کردم ، تو همسفرم بودی وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی با هر که سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنیدم بر هر که نظر کردم ، تو در نظرم بودی در خنده ی من چو گل ، در کنج لبم خفتی در گریه ی من چو اشک، در چشم ترم بودی
شب
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:28
شب را دوست دارم چرا که در تاریکی چهره ها مشخص نیست و هر لحظه این امید در درونم ریشه می زند که آمده ای ..! ولی من ندیده ام ...
سوقوط...
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:28
بی نو با خاطره هایت چه کنم خیلی تلخه خودت مجبور بشی بری ولی دلت باهات نیاد وقتی از چشم تو افتادم دیگه هیچ افتادنی سوقوط نیست
لبخند تو
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:28
با سنجاق تنهاییم به گوشه ای می آویزم تا تو بخوانی و اگر خواندی فقط لبخند بزن لبخند تو هر لحظه اش یک عمر سرزندگیستتو فقط بخند برای من که ایـن خود تمــام زنــدگیــست...
خراب عشق...
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:28
قلب من ویرانه از نام تو شد جان من حیران و گمنام تو شد این دل سرمست ما جام تو شد من ندانم از چه او رام تو شد کاش دل را یک دمی پیدا کنم این خراب عشق را رسوا کنم چاره ای از بهر این شیدا کنم از وجودش پاک این غمه
مجنون....
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:28
گویا که غمت را گل من رهگذری نیست گشتند همه با خیر و بی خبری نیست لیکن من دیوانه هنوز در تب و تابم سرگشته و مجنونم و امدادگری نیست م . ج .
دلتنگتم...!
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 11:27
یکی می پرسد اندوه تو چیست سبب ساز سکوت مبهم تو کیست برابش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست هنوز تنهایی سهم منه... دلتنگتم...!
شانه های تو
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
امشب وسعت شانه هایت را کم آورده ام شانه هایی که هیچگاه سر بر رویشان نگذاشته ام...
عادت
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
آدم عزیزش رو فراموش نمی کنه بلکه به ندیدنش عادت می کنه.... تقدیم به کسی که عادت به ندیدنش مثل فراموش کردنش غیر ممکنه...!
غمگینم...!
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
دهانم را ببندید...! دست هایم را بشکنید...! اندیشه ام را به خاک بسپارید...! و پوشیده در کفنی سیاه ، در تاریک ترین کنج خانه پنهانم کنید زیرا که سخت غمگینم...!