با احترام سلام....!
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
لحظه نبودن نيستن ها ، اگر منت می نهی بر كلام من با احترام سلامت می گويمو هزار گلپونه بوسه به چشمانت هديه می دهم ديروز يادگاری هايت همدم من شدند و به حرفهای نگفته من گوش دادندو برايم دلسوزی كردند البته به روش خودشان كه همان سكوت تكراری بود و يادآوری خاطرات با تو بودندست نو شته ات را می بوسيدم
صیاد دلم ....
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
مانده بودم پشت پنجره های خالی از بودنت توی تنهایی کوچه ای که سهمی نداشت از نگاه رنگی ات مهتاب پشت ابرهای بی باران خواب بود کوچه دل گرفته و سرد در طلسم تنهایی عشقی که سراب بود. تو آمدی میان کوچه ای که چشمهایت را کم داشت آمدی با بارش مهربانی ات به چشمهایی که نم داشت و نوازشگر دستهایت به خسته تنی
شب
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
شب را دوست دارم چرا که در تاریکی چهره ها مشخص نیست و هر لحظه این امید در درونم ریشه می زند که آمده ای ..! ولی من ندیده ام ...
عشق تو
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
با کلبه روشنم شبی را سر کن با دسـت صمیمیت مرا باور کن صد بار چنین گفنم و می گویم باز به عشق تو زنده ام مرا باور کن
تنهاترین دل
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
دلم تنهاترین تنهاست امشب اسیر غصه و غمهاست امشب < نوشته ی خودت >
شب های دور از تو را می پرستم
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
شبهای دور از تو را می پرستم چون هنگامی که در آغوشم آرام میگیری نمیدانم کیستی ولی آن دم که دستانم گرمای دستانت را طلب می کند می فهمم که چه فرشته ای را خداوند به من ارزانی داشتهپس بیش از گذشته عاشقت میشومشب های دور از تو را می پرستم
ماه
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 7:26
امروز شعری برایت گفتم می دهم پرنده ها برایت بیاورند تو هم تکه ای از آسمان را برایم بفرست تا از پنجره ام بیاویزم شب ها اتاقم ماه ندارد